ابن النديم البغدادي ( مترجم : م . رضا تجدد )
26
الفهرست ( فارسى )
سخن دربارهء قلم روميان در بعضى از تاريخهاى قديم خواندم كه يونانيان « 1 » در زمان قديم نوشتن را نمىدانستند تا آنكه دو تن از اهل مصر يكى بنام « قيمس » و ديگرى بنام « اغنور » بر آنان وارد شدند ، و با خود شانزده حرف داشتند و يونانيان با همان حروف نوشتن را آغاز كردند ، سپس يكى از آن دو تن چهار حرف ديگر استنباط كرد ، و مردم با آن نوشتند ، بعدها نيز شخص ديگرى بنام « سمويندس » چهار حرف ديگر از خود درآورد كه جمعا بيست و چهار حرف گرديد . اسحاق راهب در تاريخى كه نوشته است گويد : در همين ايام بود كه سقراط ظاهر گرديد ، و از شخصى كه دانا به زبان يونانى بوده و مىگفت كه در آن زبان بپايه اطومولوجيا « 2 » كه نحو رومى است رسيده است پرسشى دراينباره نمودم ، جواب داد كه : متعارف و معمول روميان در مدينة السلام « 3 » سه خط است : خط اول را ليطون « 4 » گويند ، و نظير آن در عربى خط وراقان است كه با آن مصاحف را مىنويسند ، و آنان نيز با همين خط مصاحف خود را مىنويسند و معروف به « يريا » « 5 » ى ملت روم يعنى « مقدس » مىباشد و اين است نمونهء آن . . . و خطى دارند كه به آن « افوسيفيادون » « 6 » گويند و در خطوط عربى نظير خط ثلث آميخته به المحقق و المسهل « 7 » بوده ، و اين است نمونهء آن . . . خطى هم بنام سوريطون « 8 » دارند كه خط تندنويسان ، و نظير خط ترسل ديوانى و حروف آن بهم فشرده است ، و اين است نمونهء آن . . . خطى هم بنام ساميا « 9 » دارند كه ما نظير آن را نداريم و يك حرف از آن شامل معانى بسيار و جامع چندين كلمه است ، و جالينوس در فينكس « 10 » كتابهاى خود آن را ذكر كرده و معنى كلمه فينكس ثبت كتب است . جالينوس گويد : در يك مجلس همگانى در تشريح سخن - رانى نمودم ، پس از چند روز يكى از دوستانم به من گفت : فلان شخص هرچه را در آن مجلس گفته بودى حفظ كرده و مىگويد : تو چنين و چنان گفتهاى ، و كلمات مرا عينا به من برگردانيد . از او پرسيدم چگونه آن را بدست آوردهاى گفت من بنويسندهء ماهرى در ساميا برخوردم كه او در نوشتن گفتار تو بر تو سبقت مىجست . اين خط را پادشاهان و نويسندگان بزرگ مىآموزند ، و از لحاظ جلالتى كه دارد ديگران را از آموختن آن باز مىدارند .
--> ( 1 ) از دورهء اسكندر مقدونى ( آخر قرن چهار پيش از مسيح ) تا قرن ششم بعد از مسيح يونان را « كرگو - رومن » Greco - Romaine مىناميدند ( لاروس بزرگ ذيل Grece ) . ( 2 ) Eigolomyte علم مبادى و اشتقاق كلمات . ( 3 ) منصور خليفه عباسى در سال 145 هجرى در همين محلى كه امروز ببغداد معروف است و پيش از او هم به همين نام خوانده مىشده طرح شهر نوى افكند و آن را مدينة السلام خواند ( مجلة الدراسات الادبية سال دوم شمارهء 4 - ص 417 ) . ( 4 ) Liton يعنى سهل و آسان . ( 5 ) Yeria اين نام را در يونان قديم بزنانى مىدادند كه كار كشيشها را مىكردند و شايد به اين جهت است كه به آن نام قدسيت دادهاند . ( 6 ) افوسفيادون Voustrophidon مركب از سه كلمه است : Strophi , Vous و Don و شبيه به خط سير گاو در مزرعه از راست به چپ است . ( 7 ) نامهاى نوعى از خطوط عربى است كه در صفحهء 13 همين كتاب به آن اشاره شده است . ( 8 ) . Souridon ( 9 ) Samia منسوب بجزيرهء Samos است . ( 10 ) Pinex پنياكس به زبان يونانى بمعنى فهرست است .